
بیا و نذر باران کن دل صاف و زلالت رابه رنگ آسمانها کن ، دو چشم و هر دو بالت را بکش درنای روحت را به روی آبی دریابه روی ماهی زیبا ، بکش نقش خیالت را همین آدینه می آیی ، تو ای دیوان آبی ها بخندان صورت گل را ، بخندان روز و سالت را تمام کوفه را گشتم ، ندیدم رد پایت را نجف را زیر و رو کردم ، نمی بینم عدالت را ...
ادامه مطلب