
همچنان عیسی زخمی با چلیپا درد دل کنهمچنان گلهای مریم با مسیحا درد دل کنخضر را با نی لبک ها خوانده شاید مرد چوپانچون صدای نی بیا با خضر تنها درد دل کنچون ارس آبی تر از آب خزر شد روح پاکتروح آبی ارس ،با روح سارا درد دل کنچون نهنگ پیر دریاهای دور از دست آبیلحظه ی مرگت بیا و پری ها درد دل کنشکل یک کاهن میان معبدی سرد و قدیمیدرتمام خلسه ها ، با روح بودا درد دل کنپای آتش می نشینم ، تا اهورایم بیایدرنگ آتش ، سرخ و آبی ، با اوستا درد و دل کنحضرت پژواک شعرم را برای کوه می خوانم صخره ی سنگی تو با من بی مهابا درد دل کنکعبه شو ، شاید خلیل بت شکن آید سراغتبا خلیل و با خد...
ادامه مطلب