
دختر ایران ، گل کشمیر و یار کابلیقندهاری نقش چشمانت ، عروسی چون گلیبا صدایت گل به رقص آمد، بهاری ناز شدصد قناری با تو می خواند، تو شاید بلبلیدختران قصر و حاکم دور تو چرخیده اندکاخ را عاشق کن ای زیباترین گل سوگلیمن زبانم لال شد ، زیبائیت را دیده ام روی موهایت نشسته موج ،شاید کاکلی...
ادامه مطلب
شکل حوا آمدی با عطر سیبی مهربانشال آبی بر سرت ، خوب و نجیبی مهربانشیطنت کن جای شیطانی نماند بینمانتا برد آغوش من از تو نصیبی مهربانقبله گاه کعبه و بیت المقدس ، چشم توستنقش بسته ، روی آن "امن یجیبی" مهربانروی دستت شاخه ای رز ، نقش چشمانت بهارمژده فصل بهاری ، دل فریبی ، مهربان...
ادامه مطلب
همزمان با رازقیها نوبهاری زنده شدبا صدای یک قناری ، شاخساری زنده شداسب زیبایی که یالش را بدست باد دادشیه زد اسب سفیدی و سواری زنده شددر مسیر راه تو هر شهر عاشق می شودضامن آهو ندیدی، سبزواری زنده شد شاخه ای گل ،زندگی را با خودش آورده استعشق آمد جای خون، دیدم که یاری زنده شدشب دوباره مردمان شهر را خوابانده استلحظه بیداریت ، دیدم دیاری زنده شد...
ادامه مطلب